محمد اشرف علوى عاملى
791
علاقة التجريد ( شرح فارسى تجريد الاعتقاد ) ( فارسى )
مسألهء ثانيه در اين است كه خداى تعالى نمىكند قبيح را و اخلال در امور واجبه از او متحقّق نمىشود « 1 » قال : : و استغناؤه و علمه يدلان على انتفاء القبح عن افعاله تعالى . « 2 » اختلاف نمودهاند مردم در اينجا ، پس گفتهاند معتزله كه خداى تعالى نمىكند قبيح را و او اخلال به واجب نيز نمىكند . و نزاع نمودهاند اشعريّه در اين و اسناد دادهاند قبايح را به خداى تعالى . و دليل بر آنچه معتزله اختيار نمودهاند اين است كه از براى خداى تعالى داعى هست به فعل حسن و صارف از فعل حسن نيست ، و از براى خداى تعالى صارف از فعل قبيح هست و داعى نيست ، و او قادر است بر هر مقدورى و با وجود قدرت و داعى واجب است اين فعل . و بتحقيق كه گفتيم اين را از جهت آن كه خداى تعالى غنيست و محال است بر او حاجت ، و او عالم است به خوبى حسن و بدى قبيح و معلوم است بالضّروره كه عالم به قبيح كه محتاج به آن نباشد از او صادر نمىشود و عالم به حسن قادر بر آن هرگاه مفسده نداشته باشد ايجاد آن مىكند آن را . و تحرير اين / * ب / 174 / مطلب اين است كه فعل نظر به ذاتش نموده [ الف - 235 ] ممكن است و نظر به علّت نموده واجب است ، و هر ممكنى مستند به قادرى از جهت آن كه علّيّت آن تمام مىشود به
--> ( 1 ) . كشف المراد / 305 ( 2 ) . كشف المراد / 305